ماریلا وماتیو خواهر وبرادری که تصمیم میگرن سرپرستی یک پسر رو از پروشگاه قبول کنن تا در کارهای مزرعه به اونها کمک کنه. ولی پرورشگاه به اشتباه دختری روبراشون میفرسته. اسم این دختر آنی شرلی هستش که دختری پرحرف و رویایی هست . ماریلا تصمیم میگره آنی رو به پروشگاه برگردونه ولی ماتیو که مردی خجالتی هستش میخواد که آنی بمونه وقتی خواسته اش رو باماریلا در میان میذاره با مخالفت او روبرو میشه. در راه بازگردندان آنی وقتی ماریلا صحبتهای آنی رو میشنوهو از طرفی وقتی متوجه میشه که اگه اونو برگردونهآنی رو به خانواده ی بدی تحویل خواهند داد تصمیممیگیره آنی را با خودش برگردونه و سرپرستی اونوقبول میکنه . این کتاب ماجراهایی رو که برای آنیدر گرین گلبیز اتفاق می افته رو بیان میکنه.
قسمتهای زیبایی از این کتاب:
ای دنیای قدیمی و دوست داشتنی تو خیلی زیباییخوشحالم که در تو قدم گذاشته ام.او هنوز از تماشای طلوع خورشید در پشت صنوبرها و باز شدنشکوفه های صورتی درختان میوه غرق در امید و شادمانی میشودوخلاصه اینکه هنوز زیبایی های دنیای پر شکوفه و عشق و دوستیقدرت مجذوب کردن او و لرزاندن قلبش را داشتند و این یعنی او هنوزاز زندگی لذت میبرد.
+ نوشته شده در سه شنبه سوم اسفند ۱۳۹۵ساعت 23:24 توسط رضا اکبری |
برچسب: آنشرلی,گرین,گیبلز,
نویسنده: غزل رادمنش
تاريخ: شنبه
28 مرداد
1396 ساعت: 12:22